۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۰۷

هزینه‌های سنگین جنگ آمریکا علیه ایران برای اقتصاد عربستان

هزینه‌های سنگین جنگ آمریکا علیه ایران برای اقتصاد عربستان

واکاوی فشارهای اقتصادی ناشی از ناامنی‌های منطقه‌ای بر عربستان نشان می‌دهد صادرات نفت این کشور به پایین‌ترین سطح در ۹ سال اخیر سقوط کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بیش از شش ماه از آغاز جنگی که آمریکا و متحدانش علیه ایران به راه انداخته‌اند می‌گذرد. جنگی که با وجود چندین دور درگیری نظامی، نتوانسته اهداف موردنظر واشنگتن را محقق کند. عربستان سعودی که سال‌ها از حامیان حمله آمریکا به ایران بوده اکنون در حال تحمل فشارهای ناشی از این حمله به اقتصاد خود است. به نظر می‌رسد سعودی‌ها هر چه زودتر واقعیت‌های جدید منطقه را بپذیرند و به جای ایجاد ائتلاف‌های بی اثر به دنبال همکاری موثر با ایران باشند هزینه کمتری خواهند پرداخت.

عربستان سعودی در ماه‌های گذشته تلاش زیادی کرده است تا روابط خود با دولت ترامپ را در بالاترین سطح حفظ کند. از وعده سرمایه‌گذاری‌های سنگین در آمریکا گرفته تا همراهی با سیاست‌های واشنگتن در قبال ایران، ریاض تلاش کرده یکی از مهم‌ترین شرکای منطقه‌ای دولت آمریکا باقی بماند .اما نتیجه این همراهی، دست‌کم تاکنون، برای عربستان بدون هزینه نبوده است.فشار بر صادرات نفت، ناامن‌شدن مسیرهای دریایی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، مشکلات مالی ناشی از جنگ و نیاز به تأمین منابع برای پروژه‌های عظیم داخلی، همگی بر فشارهای قبلی اقتصاد سعودی افزوده‌اند.

این هزینه‌ها در حالی به ریاض تحمیل شده که رابطه سیاسی با واشنگتن نیز همیشه به معنای حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا نبوده است. ترامپ در مقاطع مختلف اظهارات و مواضع شرم آوری درباره عربستان و حتی شخص محمد بن‌سلمان مطرح کرده، اما ریاض عمدتاً ترجیح داده اختلافات با واشنگتن را علنی نکند و مسیر همکاری با آمریکا را حفظ کند.

عربستان برای حفظ رابطه با واشنگتن، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی زیادی پرداخت کرده و تلاش کرده ترامپ را از خود راضی نگه دارد؛ اما آمریکا نیز الزاماً حاضر نیست برای هر بحران و هر تهدیدی هزینه مستقیم بپردازد. در ماه‌های اخیر، زمانی که فشار حملات انصارالله یمن افزایش یافت و امنیت زیرساخت‌ها و مسیرهای صادراتی عربستان با چالش روبه‌رو شد، این پرسش بیش از گذشته مطرح شد که واشنگتن تا چه اندازه حاضر است هزینه مستقیم دفاع از متحدان منطقه‌ای خود را بپردازد.

شاید تا چند ماه قبل کمتر کسی تصور می‌کرد عربستان سعودی، یکی از ثروتمندترین دولت‌های نفتی جهان، در چنین شرایطی به دنبال دریافت میلیاردها دلار وام جدید باشد. اما اکنون فشار بر صادرات نفت و افزایش هزینه‌های دولت، ریاض را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. بر اساس گزارش بلومبرگ، صادرات نفت عربستان در نتیجه اختلال در مسیرهای دریایی منطقه، از جمله تنگه هرمز و باب‌المندب، به پایین‌ترین سطح خود در ۹ سال اخیر رسیده است. در همین شرایط، دولت سعودی از طریق مرکز مدیریت بدهی ملی با بانک‌ها درباره دریافت دست‌کم ۸ میلیارد دلار وام جدید گفت‌وگو کرده است .البته دولت سعودی پیش از آغاز جنگ نیز با افزایش سریع هزینه‌ها، اجرای پروژه‌های بسیار بلندپروازانه توسعه‌ای و کسری بودجه روبه‌رو بود و استفاده از بدهی، بخشی از سیاست تأمین مالی دولت به شمار می‌رود، اما جنگ شرایط را دشوارتر کرده است. عربستان اکنون باید به‌طور هم‌زمان برای اقتصاد داخلی، پروژه‌های عظیم توسعه‌ای، هزینه‌های نظامی و پیامدهای جنگ منطقه‌ای منابع مالی فراهم کند. در چنین شرایطی، خبر مذاکره برای دریافت میلیاردها دلار وام جدید، خود نشانه‌ای قابل‌توجه از افزایش فشارهای مالی بر دولت سعودی است.

مشکل اصلی عربستان این است که مهم‌ترین منبع درآمد این کشور، یعنی صادرات نفت، اکنون از دو مسیر با چالش مواجه شده است. نخستین مسیر، تنگه هرمز است. پس از آغاز جنگ و ایجاد اختلال در این آبراه، صادرات نفت کشورهای منطقه با مشکلات جدی مواجه شد. عربستان که بخش مهمی از نفت خود را از شرق کشور و از طریق خلیج فارس صادر می‌کند، در چنین شرایطی ناچار شد بیش از گذشته به مسیر جایگزین خود تکیه کند.این مسیر، خط لوله شرق به غرب عربستان است که میادین نفتی شرق کشور را به سواحل دریای سرخ متصل می‌کند و امکان صادرات نفت از بنادر غربی این کشور را فراهم می‌سازد در شرایطی که تنگه هرمز با اختلال مواجه باشد، اهمیت این خط لوله برای ریاض چند برابر می‌شود. اما مشکل اینجاست که دریای سرخ نیز به منطقه‌ای کاملاً نا امن برای صادرات نفت تبدیل شده است.

درگیری عربستان با انصارالله یمن و حملات به زیرساخت‌ها و مسیرهای مرتبط با انرژی در منطقه، فشار مضاعفی بر مسیر جایگزین صادرات نفت سعودی وارد کرده است. در ماه‌های گذشته برخی فعالیت‌های نفتی در این منطقه با اختلال مواجه شد و نگرانی‌ها درباره امنیت تأسیسات و بنادر صادراتی افزایش یافت.به این ترتیب، عربستان با وضعیتی پیچیده روبه‌رو شده است؛ مسیر اصلی صادرات نفت آن در خلیج فارس با بحران مواجه است و مسیر جایگزین در دریای سرخ نیز با ریسک‌های امنیتی روبه‌رو شده است.مشکل تنها حملات مستقیم نیست. حتی افزایشریسک حمله نیز می‌تواند برای صادرکنندگان انرژی هزینه‌زا باشد. شرکت‌های کشتیرانی و مشتریان نفتی در چنین شرایطی درباره استفاده از مسیرهای پرخطر محتاط‌تر عمل می‌کنند و هزینه بیمه و حمل‌ونقل نیز افزایش پیدا می‌کند.

بر اساس گزارش بلومبرگ، برخی مشتریان نفت عربستان تمایل کمتری به استفاده از بنادر این کشور در دریای سرخ نشان داده‌اند. این مسئله می‌تواند ریاض را مجبور کند برای حفظ صادرات خود، مسیرهای جایگزین و طولانی‌تری را در نظر بگیرد.اینجاست که مسئله دور زدن قاره آفریقا اهمیت پیدا می‌کند. برای رساندن نفت به بازارهای آسیایی، کشتی‌هایی که نتوانند از مسیرهای معمول استفاده کنند، ممکن است ناچار شوند مسیر بسیار طولانی‌تری را طی کنند؛ مسیری که می‌تواند عبور از اطراف قاره آفریقا و سپس ورود به اقیانوس هند را شامل شود.

چنین تغییری تنها به معنای چند روز تأخیر نیست. طولانی‌شدن مسیر، مصرف سوخت بیشتر، افزایش هزینه اجاره نفتکش، هزینه‌های بیمه و در نتیجه گران‌تر شدن هر محموله نفت را به دنبال دارد.برای عربستان که بخش مهمی از درآمدهای دولتش همچنان به صادرات نفت وابسته است، افزایش زمان و هزینه حمل نمی‌تواند مسئله‌ای کم‌اهمیت باشد. حتی اگر دولت سعودی بتواند بخش مهمی از نفت خود را صادر کند، افزایش هزینه و طولانی‌شدن مسیر صادرات می‌تواند بخشی از درآمدهای آن را تحت تأثیر قرار دهد.

همین فشارها در زمانی به اقتصاد سعودی اضافه شده که دولت این کشور پیش از جنگ نیز با مجموعه‌ای از چالش‌های مالی مواجه بود. پروژه‌های عظیم اقتصادی و توسعه‌ای که در قالب چشم‌انداز ۲۰۳۰ تعریف شده‌اند، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین هستند.کاهش یا اختلال در درآمدهای نفتی، افزایش هزینه‌های جنگ و نیاز به ادامه تأمین مالی این پروژه‌ها، دولت سعودی را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید بیش از گذشته به سراغ ابزارهایی مانند استقراض برود.این همان نقطه‌ای است که تصویر اولیه از جنگ را پیچیده‌تر می‌کند. جنگی که قرار بود از طریق فشار اقتصادی، ایران را فرسوده کند، هزینه‌های خود را به بازارهای جهانی و حتی شرکای ثروتمند منطقه‌ای آمریکا نیز منتقل کرده است.

در نهایت جنگی که قرار بود فشار اقتصادی را بر ایران متمرکز کند، اکنون هزینه‌های خود را میان بازیگران مختلف منطقه توزیع کرده است. در یک جنگ منطقه‌ای، حتی ثروتمندترین متحدان نیز نمی‌توانند برای مدت طولانی از هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن در امان بمانند؛ به‌ویژه زمانی که امنیت مهم‌ترین منبع درآمدشان، یعنی صادرات انرژی، به چالش کشیده شود.

برای ریاض، جنگ ایران و آمریکا دیگر صرفاً بحرانی در همسایگی نیست؛ این جنگ حالا با بودجه، صادرات نفت و آینده پروژه‌های بلندپروازانه محمد بن‌سلمان گره خورده است؛ هزینه‌ای که سعودی‌ها شاید در آغاز همراهی با سیاست‌های واشنگتن، ابعاد آن را پیش‌بینی نمی‌کردند. به نظر می‌رسد بهتر است سعودی‌ها هر چه زودتر واقعیت‌های جدید منطقه را بپذیرند و به جای ایجاد ائتلاف‌های بی اثر به دنبال همکاری موثر با ایران باشند تا هزینه کمتری بپردازند.

کد مطلب 6939740

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha